هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

هاني كوچولو

از دیوار راست رفتن بالا یعنی این ...!!!

1391/8/30 23:30
نویسنده : از زبان هاني
177 بازدید
اشتراک گذاری

بقیه در ادامه مطلب ببینید

یکی بود یکی نبود لبخند من بودم و توپ قلقلیم بود و باهم توی حیاط بازی میکردیم مژه

اینم قیافه ی من وقتی توپو میندازم هوااااااز خود راضی

از پشت دیوار توپو انداختم توی باغچه و حالا اومدم که اووووووونو بردارملبخند

توپه خوشگلمو برمیدارمو دوباره میندازم بیرون از باغچه زبان

سریع و با حالته اینجوری ابرومیدوم میرم دنبال توپم مژه

باززززززززززززززز دوبارررررررررره توپو میندازم توی باغچهههههههههههنیشخند

واییییییییی خسته شدم از بس دویدم رفتم توی باغچه و برگشتم آخ

باید یه فکر اساسی بکنم چشم

اول بزار ببینم توپ قلقلیم کجاست متفکر

باید از یه راه میانبر مثل این استفاده کنم نیشخند

اولین باره میبینم مامانی واسه این کارم هیچ حرفی ندارهاز خود راضی چشمکاز بس اینکارو کردم دیگه مطمئن شده که هیچ بلایی سرم نمیاد نیشخند

مامان حرفیییییییی نداریتعجبمن این بالام خجالتنمیخوای دعوام کنیزبان 

عجببببببببمتفکر

پس به راهم ادامه میدم نیشخند

 

و بالاخره صحیح و سالم رسیدم به مقصدعینک

البته سالمه سالم هم نبودم ناراحت

نشستم نفسی تازه کنم اوه

هانی فوتبالیست لبخند

وای چی شد ؟؟؟نگران

وسط بازی .....گرفتخجالت و گلاب به روتون به دستشویی هم نرسیدم ناراحت

عجب رویی دارمااااااااااااااااااااااااااخندهقهقهه

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

L.M.
9 آبان 91 20:32
vaaaaaaaaaaaay cheghadr axaye jadid gozashti fesgheli kheili khoshgel shodi taze moohata boland shode kheili khoshtiptar shodin . booooooossssss


مرسی خاله جونم
دووووووووووستت دارررررررررررررم
مامان نیره
6 آذر 91 8:33
سلام .خوبین .ممنون از اینکه بهم سر می زدین فقط چرا پیغام نذاشتی ما هم مهمونتون باشیم اخه هر رفتی امدی داره خانوم.پس با اجازه لینکتون می کنم. پسر نازی داری مثل هانی، عسل.خدا نگه داره و حفظش کنه تا اینجا وبلاگتون خوندم ماجرا جالب و بامزه و منتها یه موضوع که ازش خیلی ناراحت شدم شیر گرفتنش بود که قربونش برم گریه می کرد و بیشتر از اونی که فکرشو کنی اعصابم خورد شد به خاطر اینکه هانی منم الان همچنین شرایطی داره و من خیلی ناراحتم چقدر دلم سوخته براش ولی باز خودم زدم به سنگدلی .بقیه خودت بیا بخون .فعلاً بای